امرزويكي از آدماي پاكي كه خيليها نسبت بهش ارادت داشتن از بينمون رفت
شايد اينقدر پاك بود كه احتياجي به دعاي ما نداره
اما مي خوام بگم استاد خوبم ما شاگردات هميشه راهتو ادامه ميديم
سفر خوش و دعاي ما بدرقه راهت
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 توسط ستاره
|
» وایییییییییییییییی
می بینی؟ روز به روز بدتر میشه
همشم تقصیر توئه تو تو تو
دیگه نمیخوام از دوست داشتن بگم
حالا نوبته تنفره
بهم میگه خودخواه مگه نمی دونه این دختر خود خواه همونیه که یه روز عاشق بود
اگه خود خواه بود که عاشق نمی شد
چرا نمیذارین به درد خودم بسوزم؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 توسط ستاره
|
» دلدادگی
يه پسر با يه نگاه از يه دختر خوشش مياد و عشق اول از طرف اون شروع مي شه و تا جايي كه زندگيشو پاي عشقش مي ذاره . اما دختره حرفشو باور نمي كنه ، چون : يه چيزايي از قبل ديده و شنيده . تا دختره مياد حرف پسره رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته مي شه و ميره سراغ يكي ديگه . بعد كه دختره تازه تونسته حرف پسره رو باور كنه ، ميره طرف پسره ... اما پسره رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه مي گه حدسم درست بود و پسر ها همه اينجورين ... و اون اشتباهي رو مي كنه كه قبلا شنيده بود ... و همه چيز از بين ميره و اين قانون براي همه تكرار مي شه
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 توسط ستاره
|
»
بازي روزگار را نمي فهمم
من تو را دوست دارم تو ديگري را ديگري مرا و اينگونه همه تنهاييم
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 توسط ستاره
|
»
سلام
تولدت مبارک
گفتی آرزو نکنم واست؟ خوب پس چی بگم؟
بگم دوست دارم؟
نه نه میگم :دل فرشته واست تنگ شده
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 توسط ستاره
|